تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
393
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
اعراض نسبى و اقسام آنها البته بايد معلوم باشد كه امور نسبى در اعراض نسبيه تنها از جهت ملاحظهء نسبت مقوليت آنها محقق نمىشود و الّا اگر فقط همان ملاحظهء نسبت بود ، همهء امور نسبى ما يك چيز بودند . بلكه مراد از اين امور هيآتى است كه بعد از انتساب حاصل مىگردد . و البته وجود اينها وجود ضميمه به موضوع بوده و اين طور نيست كه اعتبار بوده و در خارج محاذى با چيزى نباشد ، بلكه در خارج محاذى با وجودات ضميمه است . البته دروغ واضحى است اگر بگوييم اين هيآت خارجيت نداشته و صرف اعتبار مىباشند . مسلماً در مورد حسن يوسفى ، يوسف علاوه بر اينكه بالذات چشمهاى سياه لالهاى و ابروهاى طاق هلالى و كمانى و پوست نقرهفام زيبايى داشته ، يك حسن اتمّى كه كهرباى دلها بوده داشته است كه از وضع و قرار گرفتن ابرو و چشم كه مانند هلالى كه ستاره را در آغوش گرفته باشد بوده ، يك حُسن زايدى توليد شده است و همچنين اين موهاى مشكين كه در جنب آن صورت سفيد و سرخ گذاشته شده ، يك حسنى دارد كه ممكن است به تنهايى آن را نداشته باشد ؛ زيرا اگر سياه را با سفيد ملاحظه كنى ، بالذات سفيدى خوبتر و زيباتر است ، اما سفيد و سياه يك حُسن ديگرى توليد مىنمايد . و همچنين اگر يك دندان جدا را ملاحظه كنى چندان حسنى ندارد ، ولى بعد از آنكه دندانهاى سفيد بلورين ترصيف شده و در پهلوى يكديگر قرار گرفت ، يك حسن زايدى به خود مىگيرد . و همچنين ابروى كمانى كه خط منحنى است آن وقت خوب است كه چشم لالهاى تحت قد خميده او باشد و الّا به تنهايى خط مستقيم بهتر